آیاتایآیاتای، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 6 روز سن داره
آیینآیین، تا این لحظه: 10 سال و 4 ماه و 6 روز سن داره

دخترم آیاتای

خواب های آیاتای - سری چهارم عکس

1393/10/9 11:50
نویسنده : مادر آیاتای
3,169 بازدید
اشتراک گذاری

دختر نازم همه لحظه های خواب شما آنچان سرشار از معصومیته که دوست ندارم از کنارت برم و این زیبایی ها و خوبیهای ناب رو از دست بدم. دو تا عکس اول مربوط به زمانی هست که وسایل خونه تقریبا جمع بودن و یه کم بهم ریخته بودیم. ولی قربون دختر یکی یه دونه برم که چقدر خسته و کوفته بیهوش می شد و براش مهم نبود کجا می خوابه..

 

 

این عکسم از قبل مونده بود مربوط به گچساران رفتن شما توی شهریور ماهه.

 

اینم که یه شب شما خوابت نمی اومد و چون دیر وقت بود گذاشتمت تختت و چراغ رو خاموش کردم و ازت خواستم نیای بیرون و چراغ رو هم روشن نکنی اما ساعت 2 یهویی یه حسی منو بیدار کرد و اومدم بهت سر بزنم که دیدم وسط اتاق روی عروسکات خوابت برده، داغون شدم اصن تا صبح عذاب وجدان منو کشت..

 

 

 

اینجا هم که بعد از رفتن مهمونا هنوز رخت خواب ها رو نچیده بودم سر جاشون و شما اصرار داشتی زمین بخوابی روی اونا، کیف به دوش خوابت برد، اومدم آروم کیف رو بردارم و پتو بکشم روت اما بیدار شدی و ازم پس گرفتی و بغلش کردی توی عکس بعدی مشخصه..

 

 

الهی من فدای تو

چیکار کنم برای تو

اکه تو این بیابونا

خاری بره به پای تو

محبتمحبتمحبتمحبتمحبتمحبت

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (8)

کوثر
9 دی 93 15:13
سلام اسم من کوثر هست خواهر وبرادر ندارم ولی وقتی چهره کودک شما را میبینم حس میکنم ابجی وبرادر منه راستی اگه دوست داشتید بیایید تبادل لینک کنیم خوشحال میشم
مادر آیاتای
پاسخ
سلام کوثر جون. مرسی دختر مهربون. باشه در اولین فرصت لینکت میکنم عزیزم.
z
10 دی 93 20:03
ای جان!
طوبی
11 دی 93 10:17
عزیزم فدات بشم که چقدر مظلومانه میخوابی قربون معصومیتت که دلم برات ضعف میره😙😙😙😘😘😘
نرگس
18 دی 93 1:14
عزیز دلممممممممممممممم .. چقدر دلم برات تنگ شده بود .. ماشالله هزار ماشالله خانومی شدی گلم ..
مادر آیاتای
پاسخ
مرسی نرگس جون. ماهم دلمون برای شما تنگ شده
محدثه
29 بهمن 93 11:54
سلام . چه دخملی. من همیشه دوست داشتم یه ابجی داشته باشم ولی بجاش داداشی گیرم اومد ولی حالا که دخملی شما رو میبینم آبجی خودم حسابش میکنم.اگه میشه به وب منم سر بزنید
مادر آیاتای
پاسخ
سلام محدثه جون. مرسی خانوم. آدرس وبتون کامل نیست..
arnika
1 اسفند 93 18:09
واقعا یکی از لحظه های ناب و زیبای دیدن بچه ها لحظه خوابشونه منکه هر بار نمی تونم با دیدن این صحنه ها خدا رو شکر نکنم از داشتن این قشنگ ترین منظره عالم. یادمه بچه که بودیم مامان باباهامون می گفتن آدم بچه اش جلوش راه می ره دلش غنج میره اون وقت نمی فهمیدم اما الان... البته یه دلیل دیگه که خواب بچه ها خیلی دلچسبه اینه که بعد از اونهمه تو سر و کله خودت زدن می خوابه.... یه نفس راحت می کشی.
مادر آیاتای
پاسخ
دقیقا دلیلش همین خوابیدن بعد از کلی هیاهویه که به آدم مزه میده.. منم وقتی آیاتای می خوابه می خوام همونجا کنارش ضعف کنم از شدت علاقه و هیجان.
arnika
1 اسفند 93 18:10
راستی منم بعد از مدتها برگشتم با یه عالمه پست جدید
مادر آیاتای
پاسخ
آره حتما میام دیدنتون یه کیک و چای بخوریم با هم.
golpesar_maman.niniweblog.com
10 مرداد 94 11:28
خدا حفظش کنه هزار ماشاالله چقدر خوشکلی خانومی
مادر آیاتای
پاسخ
مرسی عزیزم لطف داری .